close
تبلیغات در اینترنت
سوچلمایی
loading...

کانال تلگرام پایگاه نشر و بازخوانی آثار دانشمند فاضل دکتر حسن مبینی سوچلمایی

کانال تلگرام پایگاه نشر و بازخوانی آثار دانشمند فاضل دکتر حسن مبینی سوچلمایی_اگر بعد از 5 ثانیه به کانال .هدایت نشده اید روی عکس زیر کلیک کنید.

 

دکتر حسن مبینی

 

محمد طبرسی بازدید : 148 جمعه 05 / 08 / 1396 زمان : 10:15بعد از ظهر نظرات شما()

موزیک-شعر به مناسبت میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع) شعروصدا:حمیدمحمدی سوچلمایی

موزیک-شعر به مناسبت میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع)- موسسه نماوای گرگان-شعروصدا:حمیدمحمدی

 

حجم:3مگابایت

کیفیت:128 

دانلود با لینک مستقیم 

محمد طبرسی بازدید : 1279 چهار شنبه 19 / 03 / 1395 زمان : 10:40بعد از ظهر نظرات شما()

یادی از آن یار سفر کرده 

عکس قدیمی زیر ، جمعی از جوانان روستای سوچلما را نشان می دهد که نفر دوم ایستاده از سمت راست، مرحوم مهندس مجتبی ناصحی فرزند شایسته مرحوم حاج شیخ عبدالحسین ناصحی است که مدیری خدوم و خدمتگزاری شایسته برای استان مازندران و پایتخت کشور بود، که متاسفانه این مدیر توانمند و جانباز فداکار در اوج شکوفایی و بالندگی و در کمال ناباوری، در سال 1383 از میان ما رخت بر بست. برای شادی روح آن مرحوم فاتحه ای قرائت بفرمائید

با تشکر علی خاکزاد

بقیه نفرات درعکسو اگه کسی میشناسه در قسمت نظرات اسماشونو درج کنه ممنون میشم...

نظر+لایک مطلب یادتون نره

محمد طبرسی بازدید : 1613 پنج شنبه 30 / 07 / 1394 زمان : 2:47قبل از ظهر نظرات شما()

 

 

 

فقیه عامل شرحی بر زندگی مجاهد نستوه آیت ا... شیخ احمد مبینی

 

حضرت  علی (ع) می فرمایند: " کوچک مشمار کسی که به او علم داده شده است زیرا خداوند هنگامی که به او علم را می بخشید او را کوچک نشمرده است."

 

باری در جهان امروز معمولا قشر روشن فکر، عالم و متخصص به سمت مرکز و قطب شهر نشینی رو

می آورد با وجود آمدن مترو پلیس ها و کلان شهرها و جذب امکانات زندگی و سایر توانایی های علمی

چاپ و نشر و رسانه ها درآن کلان شهرها خود به خود هرچه افراد عالم تر باشند،سعی می کنند که به

سمت چنین شهرهای بزرگ و قطب های علمی روی آورند اما در تمدن و فرهنگ اسلامی بویژه بیشتر

عالمان بزرگ به واسطه حس مسئولیتی که احساس می کردند و به خاطر خشنودی خداوند که رضای

او در نشر علم و فرهنگ اسلامی می باشد، گاه از این موقعیت چشم می پوشیدند و به سوی نقاط

دور افتاده و حتی روستاهای گمنام می رفتند ودر آنجا رحل اقامت می افکندند و منشا اثر می شدند،

مثلا عالم و فیلسوفی چون ملا هادی سبزواری از اصفهان ونجف و حتی مشهد چشم می پوشد و به

سبزوار می آید و در آنجا در میان مردم عادی به نشر معارف اسلامی می پردازد و سپس فضلا و

جویندگان علم در اطرافش جمع می شوند. مثلا مدتی آخوند خراسانی هم  در نزد او فلسفه می خواند

ویا فقیهی بلند پایه چون سعید العلماء در بابل و حجه الاسلام در بهشهر و سپس در بابل رحل اقامت

می افکنند و از اقامت در شهرهای نجف و تهران و قم و اصفهان و مشهد خودداری می کنند.

 

واین از خود گذشتگی چیزی نیست جز نتیجه خداباوری و حس مسئولیت دینی.همین نکته را ما در

زندگی ایت ا... آقا شیخ احمد سوچلمایی می بینیم.انسانی با آن فضل و اجتهاد و مدیریت و تقوی در

حالی که همسرش هم اهل تهران است، از همه چیز می گذرد و در روستاس سولچما ساکن می

شود ودر میان مردم با کم و زیادش به سر می کند و این نکته چیزی نیست جز حس مسئولیت دینی و خدا باوری.

 

در مورد زندگی معظم له از زمان کدودکی خود به یاد دارم که پدرم وقتی برسر مزار مرحوم آیت ا... آقا

شیخ احمد(مبینی) سولچمایی می رفتند چقدر با احترام از او یاد می کردند و معمولا نام آقا را نمی

بردند بلکه با تعبیر آقا عمو از او یاد می کردند زیرا پدرم مرحوم حاج اسماعیل فرزند مرحوم آقا

شیخ    علی بودند که ایشان برادر کوچک آیت الله شیخ احمد سوچلمایی بود و نیز وقتی قدری بزرگتر

شدم و درس و بحثم تا حدودی خوب بود مردم روستا جهت تشویق من می گفتند او از خانواده علم

است و اینان ارث از آقا شیخ احمد دارند و باز وقتی میان روستا می رفتم می دیدم پیرمردهایی که ان

زمان ، جوان و نوجوان بودند از آن بزرگوار به نیکی یاد می کردند.از شجاعت و از زهد و دنیا بریدگی او

بسیار یاد می کردند.براستی هاله ای از قداست و بزرگی و کرامت و مروت در اطراف این نام را مشاهده می کردم.

 

وقتی انقلاب اسلامی شروع شد و نام امام خمینی برسر زبان ها افتاد باز به یاد می آورم که پیرمردها

می گفتند آقای خمینی کله ی آقاشیخ احمد را  دارد. باری پدرم در کودکی خاطره ها و حکایت هایی را

از مرحوم آقا نقل می کردند که با این رویدادها در ذهنم تداعی می کرد که بیشتر در اطراف زندگی این

مرد بزرگ تحقیق کنم و هرچه بیشتر تحقیق می کردم بر ارادت من افزوده می شد و نیز مادرم

مرحومه" بانو ثبابه کریمی" از پدر بزرگم مرحوم شیخ علی حکایت هایی فراوانی از جزییات زندگی

مرحوم آیت الله نقل کردند.همه ی اینها در ذهن و خاطرم بود و سپس دیدم بر اثر طی زمان و فاصله

این مرد بزرگ را نسل حاضر کمتر می شناسند. و این البته دو دلیل داشت:

 

اول آنکه آن موقع به طور کلی بر اثر صعوبت رفت و آمد و بدی اب و هوا و فقر مردم کمتر بین روستاها

رفت و آمد وجود داشت و نوعا مردم هم سواد خواندن و نوشتن نداشتند لذا کمتر علمای بزرگ را می شناختند تا سینه به سینه برای نسل های بعدی نقل کنند.

 

و دلیل دوم آنکه آن فقیه بزرگوار به شدت از ولیمه خوری پرهیز می کرد و از این روستا به آن روستا

رفتن و به خصوص در ضیافت ها با خوانین سر کردن را مکروه می داشت و بیشتر به خلوت گزینی مایل بود و از شهرت پرهیز می کرد.

 

در سلوک او این روایت از علی (ع) را به خاطر می آوریم که " لا تجتمع عزیمه و لا ولیمه" 

 

گویا امر بزرگی او را به خود مشغول داشته بود. از احوال او فهمیده می شود بیشتر در یاد خدا و ذکرمدام و انس با عبادت او را به خود مشغول کرده بود.لذا کمتر شناخته شده بود.

 

هرچند بزرگان روحانی او را می شناختند ولی تاسفم آمد که انسان هایی با این عزم و با این وارستگی

فراموش شوند در حالی که اتفاقا باید چنین انسانهایی را بیشتر به مردم شناساند بدین جهت این زندگی نامه نوشته شد.

 

امید است موجب نزول رحمت خداوند برای ما گردد و ما را مشمول دعوات خاصه آن مرد الهی گرداند و

نظر رحمت خداوند و اولیای او به ویژه حضرت ولی عصر(عج) شامل حال ما گردد.

 

 

 

محمد طبرسی بازدید : 1481 شنبه 11 / 11 / 1393 زمان : 11:43قبل از ظهر نظرات شما()
لوگو سایت
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آمار سایت
  • کل مطالب : 153
  • کل نظرات : 136
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 31
  • آی پی امروز : 25
  • آی پی دیروز : 42
  • بازدید امروز : 1,782
  • بازدید دیروز : 411
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 2,193
  • بازدید ماه : 6,895
  • بازدید سال : 23,005
  • بازدید کلی : 319,632

  • بستن
    بستن
    بستن